ابعاد حقوقی حمله اسرائیل به لبنان

از منظر حقوق بین‌الملل بشردوستانه، حمله اسرائیل به لبنان به دلیل هدف قرار دادن مناطق مسکونی، زیرساخت‌های غیرنظامی و تلفات گسترده غیرنظامیان، نقض آشکار اصول اساسی این حقوق محسوب می‌شود. اسرائیل اغلب این حملات را در قالب دفاع مشروع توجیه می‌کند، اما این ادعا با توجه به ماهیت غیرنظامی بسیاری از اهداف و تلفات سنگین غیرنظامیان، با پرسش‌های جدی مواجه است.

ابعاد حقوقی حمله اسرائیل به ضاحیه

  1. نقض اصل عدم توسل به زور:

    • بر اساس منشور ملل متحد، استفاده از زور در روابط بین‌الملل به جز در موارد مشخصی مانند دفاع مشروع، ممنوع است.
    • اسرائیل اغلب مدعی دفاع مشروع از خود در مقابل تهدیدات حزب‌الله می‌شود، اما این ادعا همواره با پرسش‌هایی درباره تناسب و ضرورت استفاده از زور همراه است.
    • حمله به مناطق مسکونی و غیرنظامی و تلفات غیرنظامی، نشان‌دهنده عدم تناسب استفاده از زور است.
  2. نقض حقوق بین‌الملل بشردوستانه:

    • اصول اساسی حقوق بین‌الملل بشردوستانه شامل تمایز بین نظامیان و غیرنظامیان، ممنوعیت حمله به غیرنظامیان و اموال غیرنظامی، و اصل تناسب است.
    • حملات اسرائیل به ضاحیه اغلب منجر به تلفات غیرنظامیان و تخریب زیرساخت‌های غیرنظامی می‌شود که نقض آشکار این اصول است.
    • استفاده از سلاح‌های خوشه‌ای و فسفر سفید که اثرات طولانی‌مدت بر محیط زیست و سلامت انسان دارند نیز نقض این اصول محسوب می‌شود.
  3. نقض حقوق بشر:

    • حملات اسرائیل به ضاحیه منجر به نقض گسترده حقوق بشر از جمله حق حیات، حق آزادی، حق امنیت فردی، و حق دسترسی به مسکن و غذا می‌شود.
    • این حملات همچنین می‌تواند اثرات روانی طولانی‌مدتی بر بازماندگان بگذارد.
  4. مسئولیت بین‌المللی دولت اسرائیل:

    • دولت اسرائیل به عنوان عامل این حملات، مسئولیت بین‌المللی دارد و باید نسبت به خسارات وارده جبران خسارت کند.
    • علاوه بر این، مقامات مسئول در ارتکاب جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت قابل تعقیب کیفری هستند.

چالش‌ها و موانع پیگیری حقوقی

  • عدم اجرای کامل حقوق بین‌الملل: متأسفانه، در بسیاری از موارد، نقض حقوق بین‌الملل در درگیری‌های مسلحانه بدون مجازات باقی می‌ماند.
  • تعریف مبهم دفاع مشروع: مفهوم دفاع مشروع در حقوق بین‌الملل اغلب به صورت مبهم تعریف شده است و این امر می‌تواند به سوء استفاده از آن منجر شود.
  • تفرقه در جامعه بین‌المللی: جامعه بین‌المللی در قبال درگیری‌های اسرائیل و فلسطین مواضع متفاوتی دارد و این امر مانع از اتخاذ اقدامات قاطع علیه اسرائیل می‌شود.

نتیجه‌گیری

حمله اسرائیل به ضاحیه، از منظر حقوق بین‌الملل، نقض آشکار اصول بنیادین حقوق بشر و حقوق بین‌الملل بشردوستانه است. با این حال، پیگیری حقوقی این جنایات با چالش‌های جدی مواجه است. جامعه بین‌المللی باید برای تحقق عدالت و جلوگیری از تکرار چنین جنایاتی، تلاش‌های بیشتری انجام دهد.

نکات قابل توجه:

  • اهمیت مستندسازی جنایات: جمع‌آوری شواهد و مستندسازی جنایات ارتکابی، گامی مهم در جهت پیگیری حقوقی و محاکمه عاملان آن است.
  • نقش سازمان‌های حقوق بشری: سازمان‌های حقوق بشری می‌توانند با مستندسازی جنایات، اطلاع‌رسانی و فشار بر دولت‌ها، نقش مهمی در پیگیری حقوقی این جنایات ایفا کنند.

تصویب معاهدات بین المللی در مجلس شورای اسلامی 

تصویب معاهدات بین المللی در مجلس شورای اسلامی

به موجب اصول 77 و 125 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران کلیه عهدنامه ها، مقاوله نامه ها، قرار دادها و موافقت نامه های بین المللی میان دولت ایران با سایر دولتها (کشورها) و همچنین پیمان های مربوط به اتحادیه های بین المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسند.


تفسیر اصل77قانون اساسی توسط شورای نگهبان:

  • قراردهایی که یک طرف آن وزارتخانه ها و یا موسسه یا شرکت دولتی و طرف دیگر قرار داد شرکت خصوصی باشد، قرار داد بین المللی محسوب نمی شود.
  • یادداشت تفاهم اگر ایجاد تعهد کند مثل قرار داد است و بایستی ضوابط مذکور در قانون اساسی رعایت گردد و بنابراین عنوان خاص توافق بین المللی مطرح نیست بلکه آنچه اهمیت دارد مسأله ایجاد تعهد حقوقی برای دولت ایران است.
  • قراردادهای جزیی در رابطه با اصل قرار دادهای موضوع اصل 77قانون اساسی در صورتی که خارج از محدود قرار داد اصلی باشند باید به تصویب مجلس برسند.

مقصود از اتحادیه بین المللی مذکور در اصل 125 قانون اساسی، نهاد و تشکیلات جمعی بین المللی است که در آن کشورها یا موسسات وابسته به آنها در آن مشارکت داشته و عضو می باشند. از جمله این نهاد از سازمان های بین المللی، چون سازمان ملل متحد و مجامع بین الملل ، چون اتحادیه بین الملل مخابرات نام برد منظور از پیمانهای مربوط به اتحادیه های بین المللی، معاهداتی هستند که دولت ایران با انعقاد آنها مجاز به مشارکت و عضویت در آنها می باشد. البته هر نوع مشارکت و عضویت در اتحادیه های بین المللی، پیمان بین المللی محسوب نشده و نیاز به تصویب مجلس ندارد مگر آنکه عضویت در چنین اتحادیه هایی مستلزم تصویب اساسنامه آنها بوده و یا از نظر بار مالی حق عضویت در آنها به تصویب مجلس برسد.

توافق نامه های ذیل نیاز به تصویب ندارند:

  • توافق نزاکتی:

توافقی که ناشی از روابط بین المللی که به موجب آن دستگاه دولتی تصمیم خود را به تعقیب سیاست های معینی اعلام می نماید بدون آنکه اثر حقوقی لازم الاجرایی برای آن مترتب باشد.

  • تفاهم نامه:

توافقی است که در زمینه همکاری دولت جمهوری اسلامی ایران یا یکی از دستگاههای دولتی با طرفهای خارجی را مشخص می کند بدون ایجاد تعهد حقوقی برای دستگاه دولتی. تنظیم و امضای تفاهم نامه، بیانیه، اعلامیه، توصیه نامه، صورت مذاکرات ، صورت مجلس و دیگر موارد مشابهی که در زمره توافقهای نزاکتی است بر عهده دستگاه دولتی ذی ربط می باشد.

  • توافق های ساده:

مثل قرارداد جزئی برنامه همکاری اجازه مقدم- معاملات

روش تصویب معاهدات در مجلس شورای اسلامی :

الف) اعطای نمایندگی به قوه مجریه:

طبق این روش، مجلس شورای اسلامی چارچوب کلی مذاکرات با دولت خارجی و شرایط خاصی راکه برای استفاده معاهده مورد نظر لازم تشخیص می دهد، معین نموده و به قوه مجریه اختیار می دهد که در این چارچوب با دولت خارجی مذاکره و معاهده ای را تنظیم کرده و پس از امضاء به تصویب مجلس برساند.
نمونه بارز این روش انعقاد بیانیه الجزایر مورخ 1359/1/1 می باشد که براساس مصوبه مجلس در خصوص مسئله گروگان ها(گروگان های لانه جاسوسی) بود.

ب) تصویب معاهدات همانند قوانین داخلی:

این روش تا سال 62 در مجلس مرسوم بوده مجلس لایحه تصویب و اجازه مبادله معاهدات بین المللی را همانند قوانین داخلی در دو شورا مورد تصویب قرار می دهد.

ج) تصویب معاهدات طبق یک آیین ویژه:

در این روش معادهدات به مهم و غیر مهم تقسیم شده در نتیجه معاهدات مهم دو شوری مورد مذاکره و رای گیری قرار می گیرد و تصویب معاهدات غیر مهم (عادی یا معمولی) بصورت یک شوری انجام می گردد.

معاهدات خارج از شمول تصویب

  • موافقت نامه های ساده یا جزئی: این معاهدات به محض امضاء مقامات قابلیت اجرایی دارد.
  • برخی از معاهدات بین المللی : طرفین توافق می نمایند که معاهده به محض امضاء اثر حقوقی پیدا کند
  • الحاق.

نقش شورای نگهبان و جمع تشخیص مصلحت نظام در انعقاد معاهدات

در صورتیکه مجلس شورای اسلامی معاهده ای را مورد تصویب قرار دهد باید آن را همچون سایر مصوبات جهت تأیید انطباق آن با قانون اساسی و موازین اسلامی به شورای نگهبان ارسال دارد. اگر شورا آن را مغایر تشخیص داد، جهت تطابق به مجلس عودت می دهد در این وضعیت مجلس می تواند نظر شورای نگهبان را جهت رفع مغایرت به دولت ابداغ کند و یا اگر مجلس به انعقاد معاهده به همان صورتی که تصویب کرده اصرار داشته باشد و تایید آن را به مصلحت نظام بداند به جمع تشخیص مصلحت ارجاع می دهد در این هنگام اگر مجمع تشخیص مصلحت نیز مصلحت نظام را انعقاد چنین معاهده ای بداند رای لازم را صادر خواهد نمود چنانچه معاهده توسط شورای نگهبان و یا جمع تشخیص مصلحت تأیید گردد متن معاهده جهت امضای رئیس جمهور یا نماینده قانونی او ارسال خواهد شد.

تصویب ناقص یابی قاعده

اصولاً هر معاهده در صورتی برای طرفهای آن الزام آور است که توسط مقامات صلاحیتدار داخلی منعقد و کلیه مقررات حقوق اساسی حاکم بر انعقاد معاهدات (مقررات شکلی)در آن رعایت شده باشد.

این موضوع در کشورهای دیکتاتوری که رئیس کشور صلاحیت تصویب را اعمال می کند هیچ گونه مشکلی نمی تواند بروز کند.

فرضاً تصویبی که توسط رئیس کشور، خارج از هر گونه مجوز قانونگذار صورت گیرد، در حالی که چنین مجوزی طبق قانون اساسی لازم بوده است که معمولاً به آنها تصویب ناقص یا بی قاعده می گویند. تصویب ناقص یا بی قاعده که از نظر داخلی عملی اساساً خلاف و ناقص قانون اساسی می باشد و موجبات مسئولیت رئیس کشور یا مقام دیگری که به طور غیر قانونی معاهده را تصویب کرده فراهم می کند.


از نظر حقوق بین الملل چهار نظریه در این مورد وجود دارد:

نظریه اول: (یا همان نظریه اعتبار معلق تصویب ناقص)

دانشمندانی ، معتقدند معاهده ای که بطور بی قاعده تصویب شده باشد از نظر بین الملل معتبر باقی می ماند.
نظریه دوم: (بی اعتباری مطلق تصویب ناقص)

طبق این نظریه معاهده ای که به طور بی قاعده تصویب شده باشد کاملاً با اعتبار است. دانشمندانی نظیر روسو: که معتقد است علمی می تواند دارای آثار حقوقی باشد که عامل برای انجام آن عمل صلاحیت داشته باشد.
نظریه سوم: (نظریه بی اعتباری مشروط تصویب ناقص)

طرفداران این نظریه معتقدند رئیس کشوری که معاهده ای را در وضعیت مغایر با قانون اساسی تصویب نموده باشد عمل غیر قانونی مرتکب شده است و برای کشوری ایجاد مسئولیت می کند.بنابراین هر کشوری باید معاهده ای را که به صورت ناقص تعریف شده اجرا نماید. زیرا مسئولیتی که به او تحمیل می شود او را از توسل به عذر بی اعتباری معاهده باز می دارد.

نظریه چهارم:

دانشمندانی معتقدند معاهده ای که با نقص قانون اساسی یک کشور به تصویب رسیده است بی اعتبار و باطل است به شرط آنکه به نقص آشکار باشد.

نتیجه گیری:

اگر تصویب ناقص یا بیقاعده ناشی از عدم رعایت صریح مقررات بنیادین حقوق داخلی در مورد انعقاد معاهدات باشد؛ فاقد اعتبار حقوقی لازم است

حق شرط (Reservation) یا حق تحفظ در حقوق بین‌الملل


حق شرط یا حق تحفظ چیست؟

حق شرط (Reservation) یا حق تحفظ در حقوق بین‌الملل به این معناست که در معاهدات چندجانبه، یکی از طرف‌های معاهده، اعلام می‌کند که بخشی از مقررات معاهده را نمی‌پذیرد و از اجرای آن خودداری می‌کند و یا آن را به معنای مشخصی تعبیر می‌کند.

استفاده از حق شرط یا تحفظ در مورد معاهده‌های دسته‌جمعی مشروع قلمداد شده است. یعنی هر کشوری آزاد است معاهده را کلاً یا جزئاً بپذیرد و حدود شرکت خود را در معاهده معین کند.

اما در مورد معاهده‌های دوجانبه، استفاده از این حق مجاز نیست؛ زیرا معاهدۀ دوجانبۀ واقعی در حکم "عقد" است و اگر یکی از دو طرف معاهده در زمان تسلیم اسناد تصویب، شروطی را اعلام نماید، برخلاف آنچه قبلا تعهد کرده است، رفتار می‌کند.

"کنوانسیون وین در مورد حقوق معاهدات" (1969) حق شرط را چنین تعریف کرده است:

«بیانیه یک‌جانبه‌ای که یک کشور تحت هر نام یا به هر عبارت در موقع امضا، تصویب، پذیرش، تأیید یا الحاق به یک معاهده صادر و با آن قصد خود را اعلام می‌کند که اثر حقوقی بعضی از مقررات معاهدات به هنگام اجرای آن معاهده نسبت به خود را نمی‌پذیرد یا آن را تغییر می‌دهد»

درگذشته عقیده بر این بود که حق شرط تنها با موافقت تمام طرف‌های معاهده قابل پذیرش است. با این حال با افزایش تعداد دولت‌ها، پیچیده‌تر شدن موضوع معاهدات و تشویق شمار بیشتر کشورها به پیوستن به معاهده، شیوه انعطاف‌پذیرتری نسبت به حق شرط اتخاذ شده‌است.

دیوان بین‌المللی دادگستری در سال ۱۹۵۱ در نظریۀ مشورتی خود در قضیه شرط‌های اعمال‌شده بر کنوانسیون منع نسل‌کشی اعلام کرد که وقتی دولتی شرطی را مطرح می‌کند که تنها یک یا چند عضو کنوانسیون با آن مخالفند، دولت مزبور می‌تواند طرف معاهده شمرده شود، مشروط بر اینکه این شرط با موضوع و هدف معاهده سازگار باشد.

از آنجا که معاهدات در سطح عام و جهانی شكل مي‌گيرند ممكن است بعضی از مفاد يك معاهده تأمين‌كنندۀ نظر بعضی كشورها نباشد. بنابراين پذيرفته شده است كه وقتی كشوری رسماً به معاهده پيوست می‌تواند قيد شروطی را مبنی بر عدم قبولی مقرره‌ای از يك معاهده و يا تغيير (تعديل) يك قاعده را نسبت به خود بيان كند.

بنابراین "شرط" سه معنا دارد:

عدم قبولی يك قيد

تعديل آن قيد

گاه تغيير قيد مورد نظر

حق شرط می‌تواند در هنگام امضا، تصویب، قبول، موافقت یا الحاق به معاهده صورت پذیرد. از شرايط ماهوی حق شرط عبارت است از اينکه معاهده شرط را در خصوص مواد مورد نظر منع نکرده باشد يا تنها مواد خاصی را قابل رزرو ندانسته باشد که مواد مورد رزرو جزو آنها نيست؛ و دیگر اینکه، چنانکه گفته شد، شرط با هدف و موضوع معاهده مغايرت نداشته باشد.

تا سال 1950 ميلادی رويۀ كشورها اين بود كه هر شرطی را نسبت به هر معاهده‌ای نمی‌توان مطرح كرد. معاهداتی شرط‌بردار بود كه هنگام مذاكره، اعضاء حق شرط را در معاهده گنجانده بودند. اگر كشوری می‌خواست به اين شرط عمل كند همۀ كشورها بايد موافقت می‌كردند.

در سال 1948 عهدنامۀ "منع كشتار دسته‌جمعی" از سوی شوروی در مورد مادۀ 9 ومادۀ 12 مورد شرط قرارگرفت. مفاد اين مواد اين بود كه اگر بر سر اجرای اين معاهده اختلاف ايجاد شود صلاحيت اجباری ديوان بين‌المللی دادگستری بايد وجود داشته باشد كه شوروی مخالف آن بود.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در اين زمينه در 1951 از ديوان نظر مشورتی خواست و ديوان اعلام کرد: اصل بر وجود حق شرط است و امروزه حتی در معاهداتی كه حق شرط گنجانده نشده باشد باز امكان شرط وجود دارد. همچنین ديوان بین‌المللی دادگستری گفته است كه موافقت همۀ اعضاء برای به كار بستن شرط لازم نيست.

در كنوانسيون وين آمده كه رزرو ممكن است مگر اینکه حق شرط در معاهده‌اي ممنوع شده باشد (مثل معاهدۀ 1982 حقوق درياها كه شرط را ممنوع كرده است) و يا در معاهده‌ای آمده باشد كه تنها بعضی مواد قابل شرط است و ديگر مواد شرط‌بردار نيست. و يا شرط خلاف موضوع، هدف و در واقع موجوديت معاهده باشد. و يا شرط خلاف قاعدۀ آمره باشد. و يا در معاهدات عام كه در بر دارندۀ اصول عام است (اصول بنيادين) و فرض عاقدان اوليۀ معاهده اين بوده كه اين اصول اوليه از سوی همگان يكسان مورد اجرا قرار می‌گيرد و شرط‌پذير نيست، هر شرطی را نمی‌شود مطرح كرد و خود شرط هم محدوديت‌هايی دارد.

طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اگر به يك عهدنامه موادی اضافه شود كه چيزی را جديداً به معاهده نيفزايد نياز به تصويب مجلس نيست اما در غير اين صورت بايد مجلس تصويب كند.

Artificial intelligence in the service of police or criminals-هوش مصنوعی در خدمت پلیس یا مجرمان

هوش مصنوعی در خدمت پلیس یا مجرمان

با ظهور و توسعه هوش مصنوعی، مسئله امکان ارتکاب جرم و شناسایی جرائم به وقوع پیوسته یا در آستانه وقوع، با استفاه از این فناوری، به یکی از اصلی ترین دغدغه‌های متخصصان این حوزه بدل شده است.

فیلم‌های جنایی با موضوع جنایات پیچیده و کارآگاهی که معماهای مختلف را به‌تدریج و در طول داستان با استفاده از تحلیل صحنه جرم و استخراج شواهد حل می‌کند، برای اکثر ما بسیار جذاب هستند. با این‌حال اگر هوش مصنوعی بتواند این کار را تمام و کمال انجام داده یا به‌عنوان دستیار زبده پلیس وارد جریان شود چه؟ پیشرفت‌های هوش مصنوعی در دنیای امروز خیلی از مسائل از جمله کشف مجرمین به‌وسیله‌ی رایانه را از موضوع فیلم‌ها به یک احتمال قوی تبدیل کرده است.

استفاده از هوش مصنوعی برای ارتکاب انواع گوناگون جرایم، با ظهور و توسعه هوش مصنوعی مولد، وارد فاز تازه‌ای شده است. رشد قابل توجه این قبیل فعالیت‌های مجرمانه، در دوران دیجیتالی که در آن زندگی می‌کنیم، به یک نگرانی روزافزون بدل شده است. در جهان امروز، هوش مصنوعی با توانایی تجزیه و تحلیل کلان داده‌ها، یادگیری از الگوها و تصمیم‌گیری‌های خودکار، به عنوان یک ابزار قدرتمند برای کاربردهای قانونی و همچنین یک وسیله خطرناک برای فعالیت‌های مجرمانه شناخته می‌شود.

هوش مصنوعی و تسهیل ارتکاب جرایم سایبری

جرایم مبتنی بر هوش مصنوعی، طیف گسترده‌ای از فعالیت‌های مجرمانه را در بر می‌گیرد که از جمله آن‌ها، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • فیشینگ و مهندسی اجتماعی
  • هک خودکار وبسایت‌ها و زیرساخت‌ها
  • شکستن انواع رمز عبور
  • توسعه بدافزار و سایر ابزار مخرب سایبری
  • تسهیل امکان کلاهبرداری از طریق ایجاد حساب‌های جعلی یا ایجاد تراکنش‌های تقلبی
  • دستکاری داده و تولید اخبار جعلی
  • اجرای عملیات و حملات اختلال سرویس توزیع شده (DDoS)
  • تولید محتوای دیپ‌فیک و ویدئوهای گمراه کننده

بی‌شک جرایم یاد شده، سبب افزایش بیش از پیش احساس ناامنی در میان کاربران فضای مجازی می‌شود. با این وجود، هوش مصنوعی در کنار قابلیت توانمندسازی مجرمان، امکانات شگفت انگیزی را در اختیار نیروهای انتظامی سراسر جهان نیز قرار داده‌است.

هوش مصنوعی به مجرمان هم مانند پلیس کمک می‌کند!

طیف وسیعی از کاربردهای هوش مصنوعی برای پیش‌گیری از جرایم و کشف آن‌ها قابل استفاده است، اما این فناوری همچنین دارای پتانسیل‌هاییست که مجرمین را قادر به سو استفاده از آن نیز می‌کند. برخی از این تهدیدها ممکن است کاملاً جدید باشند و بعضی دیگر گسترش فعالیت‌های مجرمانه موجود هستند. برای مثال هوش مصنوعی بخصوص در حوزه اینترنت اشیا، خطر حملات سایبری را بیش از پیش ممکن می‌کند.

یکی از خطراتی که هوش مصنوعی دارد کمک به مجرمانی است که در پی آسیب زدن به سازمان‌ها و افراد بوده یا بدنبال کلاهبرداری مالی هستند. یکی دیگر از مشکلات شفاف نبودن الگوریتم‌های این فناوری است که در بسیاری از موارد می‌تواند حقوق قانونی افراد را زیر پا بگذارد.

در آینده‌ای نزدیک، فناوری شبیه‌سازی صدا با دستکاری ویدئوها و تصاویر که به عنوان دیپ‌فیک شناخته می‌شوند و ساخت محتوای جعلی باهم ترکیب شده و به مرحله‌ای می‌رسد که می‌تواند اینطور وانمود کند که فرد در حال انجام کاری است که واقعاً انجام نداده! یا در حال گفتن چیزی است که واقعاً نگفته! مجرم می‌تواند با استفاده از این فناوری و شبیه سازی ویدئو و صوت، یکی از عزیزان قربانی خود وی را فریب داده و ترغیب به دادن باج کند. اینگونه محتواها در روند انتخابات نیز می‌تواند مؤثر باشد و به شهرت افراد و اعتماد عمومی ضربه بزند.

رانندگی خودکار که فناوری مبتنی بر هوش مصنوعی است می‌تواند ابزاری باشد برای جابجایی مواد مخدر و یا حتی عملیات تروریستی و تمام این اعمال مجرمانه بدون دخالت انسان می‌تواند اتفاق بیفتد و شناسایی مجرمان را سخت‌تر کند که همین از بازدارندگی قوانین می‌کاهد.

توجه به امکانات مجرمانه‌ای که هوش مصنوعی برای سوءاستفاده‌کنندگان فراهم می‌کند به قانون‌گذاران و مجریان قانون و مبارزان با جرایم کمک می‌کنند تا ضمن پیشگیری ازاین‌دست حوادث با ابزار تنظیم‌گری، برای مقابله با آن‌ها نیز آماده باشند